☑ ازکسانیکه از من متنفرند سپاسگزارم

آنها مرا قویـتــــــر میکنند

☑ از کسانیکه مرا دوســـت دارند ممنونم

آنان قلــــب مرا بزرگتــــر میکنند

☑ ازکسانیکه مرا ترک میکنند متشـــــکرم

آنان بمن می آموزند که هیچ چیز تا ابــد ماندنی نیست

☑ از کسانیکه با من مـیمانند سپاسگزارم

آنان به من معنای واقعی دوســــت را نشان میدهند.
About
Cats
Tags
Past
Links
Posts
Codes
Temp
روژینا از کشور موجینا
The World Of My Favorites
چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393
زارا
دییگه داره تموم میشه....فقط یک ماهه دیگه دندون رو جیگر باید بذارم تا آخر این ترم هم انشالله کارای پایان نامه تموم میشه و دیگه با دنیای درس و مشق بعد از 19 سال خداحافظی میکنم...هورااااااااااااااااااااااا

خدارو شکر امروز آخرین سمینارمو دادم و فقط برای آغاز امتحانا دارم لحظه شماری می کنم.....اصلا نمی تونم باور کنم.....احساس می کنم بعد 19 سال درس خوندن تازه دارم از دنیای نوجوانی وارد دنیای جوانی میشم....تازه میخوام به ابعاد مسکوت مانده ی زندگیم بپردازم......اصلا میخوام زندگی رو خیلی فراتر از دید محدودی که داشتم تجربه کنم.....

حالا این وسط بابام گیر داده الا و بلا باید دکتری شرکت کنی...اصلا اسمشم که میاد حالت تهوع میگیرم واقعا دیگه نمی تونم درس بخونم....اونم منی که همیشه از زیر درس خوندن فرار می کردمو و ازش بیزار بودم....

یه تصمیم دیگه هم گرفتم....

دیگه نمیخوام پایبند رشتم باشم یعنی اینکه واسه خودم حد و مرز مشخص کنم که الا و بلا باید تو این حیطه کار کنم چون درسشو خوندم...اینجوری نمیشه بجایی رسید....یعنی اگه بخوام به این هوا باشم اصلا کار گیرم نمیاد

اگه بشه تو این نیمسال باقی مونده و تابستون میخوام به شغلای مختلف سربزنم تو هرکدومشون یه مدت کار کنم..... ببینم آخرش تو کدومشون میتونم موفق عمل کنم...توکل بخدا...

خلاصه اینکه خیلی خوشحالم دارم از شر درس راحت میشم واسم دعا کنین این چند روز باقی مونده هم بسرعت برق و باد و البته با موفقیت بگذره که دیگه حسابی راحت شم.....آمین یا رب العالمین

یکشنبه شانزدهم آذر 1393
زارا
ساملیک رفیقای گل و گلابممممم....خوبین؟؟؟ خب اول بهتره که ببینیم تو این یک ماه و خورده ای چه دست آوردی داشتم؟؟؟

خب خانوم زارا حالتون چطوره؟؟

خودمم الان نمیدونم باید بگم خوبم یا نه

شما تو این مدت قول داده بودین به کارا و درساتون برسین درسته؟

آیا کارای پایان نامتون رو انجام دادین؟

نع

آیا درساتون رو طی برنامه ای که قبلا چیده بودین انجامیدین؟

نع

آیا خودتون رو برای سمینارهایی که پیش و رو دارید آماده کردین؟

نع

آیا مقاله ای رو که استاد راهنماتون فرموده بودن واسه همایش تهران آماده کنید و آخرین مهلتش هم امروز بود آماده کردین؟

نع

پس لطفا میشه بگید تو این مدت چه غلطی میکردید؟

فیلم کره ای دانلود می کردم

پس اون همه حرفی که در پست های قبل زدید چی بود؟

زر مفت

و میشه بگین الان  چه خاکی تو سرتون میخواین بریزین؟

نمیدونم شاید باز تا 15 دی نیام بعدش دوباره با کلی فیلم کره ای بیام

خیلی ممنون از مصاحبه ی صدمن یه غازی که با ما انجام دادین...واقعا جای همچین اعجوبه هایی تو جهان خالیه و امیدوارم دنیا قدر شما رو بدونن و بهتون افتخار کنن  خیر سرتون...

...................................................

اههههههههههههههههههه حالا چیکار کنم همه کارام موندهههههههههه

تو این مدت فقط تونستم کارای ارایه ی یک درسمو که همین سه شنبه ارایه دارم انجام بدم اون یکی دیگه هم دارم روش کار می کنم...

البته جوشی هم نمیزنم اصلا استرس ندارم برخلاف ترمای پیش اتفاقا خیلی ریلکس تر و راحت تر شدم..

پایان نامم هم 412 تا پک پرسشنامست که هر پک 4 تا پرسشنامه داره خیلی وارد کردنش تو spss حوصله و وقت میخواد و از همه مهمتر دقتتتتت چیزی که اصلا تو من پیدا نمیشه واسه همینم دنبال اینم که بدم بیرون واسم یکی انجام بده....گشادم خودتی...

عاقا تو این هیری ویری دو بحث دیگه هم تو خونه راه افتاده...

یکی اینکه داداشی داره میره سربازی این مامان ما هم ما رو دیوونه کرده...مامان خیلی به داداشم وابستس اصلا نمیتونه یک لحظه دوریشو تحمل کنه..حتی دانشگاه که دو ساعت کلاس داشت ده دیقه دیر میامد خونه رو رو سرش میذاشت...

تو هوای یخبندون داداشی رو با ماشین میفرستاد اما من با اتوبوس میرفتماصلا انگار فقط داداشی آدمههه

حالا همچین آدمی میخواد بره سربازی فک کنین!!!! کسی که این همه تو پر قو بوده

دلم خیلی براش میسوزه......درسته که مامان و بابا خیلی داداشی رو بیشتر از من تحویل میگرفتن ولی داداشی هیچوخ واسم کم نذاشت بچه که بودیم پول تو جیبیاش که دو برابر من بود رو به من میداد...

هرچی دلم میخواست واسم میخرید....بچه که بودم وسط راه هروقت خسته میشدم کولم میکرد میاورد خونه...دیر میام خونه دلواپسم میشه....چیزی رو که با تمام وجود دوست داره رو اگر من بخوامش از خودش میگذره به من میده بچه که بودم شکلات و دفتر و اینا الان حتی غذاشم به من میدهه.....

همیشه مامانم میگه داداشی با این قلب مهربونش بهشتو واسه خودش خریدهههه....راستم میگه

خدا حفظش کنه...

اما بحثه دیگرو هم باشه بعدا میگم الان خوابم میاد...باااای

 

جمعه شانزدهم آبان 1393
زارا
میخوام تا پانزدهم آذر اینترنتمو به علت بی ظرفیت بودن بعضیا قطع کنم در نتیجه در اینجا هم فعلا تخته میشه...

آخه میدونین بعضیا به اسم سرچ مقاله و درس و اینا....از صبح تا شب تو اینترنت پلاسن و همش دارن فیلم دانلود میکنن برای همین بی جنبگی برآن شدیم که دست به تنبیه خودمان بزنیم. 

و یه مدتی به به درسا و ایضا به هیکلمان برسیم که بلانسبت مثله خرس شدیم...

با اجازه ی همگی بابای تا 15 آذر....

پنجشنبه پانزدهم آبان 1393
زارا
سلاملکم....

اوه اوه بابت این پست قبلیم چقد فحش شنیدم دوتا از نظراتو انتشار ندادم....

بابا بخدا منم از طرفدارای فیلمای کره ایم تازه همین دیروز سریال بانوی زیبای من رو تموم کردم ولی بخدا دیگه سر این هنرپیشه هاش دیگه خودمو تیکه پاره نمیکنم...

حالا ولش کن اینارو ....زود بنویسم میخوام برم آرایشگاه..

دیروز با مامان رفتیم پاساژ حکیم بالاخره بعد یکسال گشادی تونستم یک کلاه و شالگردن دخترونه بخرم....اول رفتیم طبقه اول در اولین مغازه پسندیدم و به قیمت 30 هزارتومان خریدم ...بعد دقیقا همون پاساژ در طبقه پایینش عین همونو به قیمت پانزده هزارتومان میداد...یه همچین مملکت گل و بلبلی داریم ما......

خواستیم پسش بدیم نگرفت نامرد.....ما هم واگذارش کردیم بخدا

دیروز قبل از اینکه برم خرید قبلش از کله ی صبح رفته دنبال مهد....اینقدر گشتم گشتم گشتم تا یه جایی که از خونمون خیلی فاصله داشت ولی میشد پیاده رفت پیدا کردم...وارد محیط مهدش شدم خوشم اومد....از همون مهدهایی بود که جوشو دوس دارم.....کلاسای خیلی خلوت...رنگ آمیزی ملایم و پرآرامش....بعضی مهدها همچین رنگ آمیزی تندی دارن که آدم استرسش میگیره...

ولی مدیرش نبود، معاونش هم گفت شمارتو بده با مدیرمون حرف بزنم بعد خبرت می کنم......

منم خررر باشه که تو خبرم کنی...باید شنبه خودم دوباره پاشم برم مهد... نمیشه به هوای اون یارو بشینم...

دیروز رفتم نرم افزار لیزرل هم برای روایی داده هام خریدم....حالا امروز از صبحه دارم روش کار می کنم...با هزار بدبختی روششو کشف کردم. تا آخرش هم رفتم ولی یهو همش پاک شد.....واااااااای دیگه حوصلشو ندارم...میرم آرایشگاه وقتی برگشتم اگر حوصله داشتم دوباره روش کار میکنم...

راستی کفشم خریدم یادم رفت بگم...از این کفش اسپورتای مشکی که روش نوار صورتی دارهههه به کلاه و شالگردنه بنفشم خیلی میاد

 قبلش میخواستم از این کلاهها که کنارش منگوله داره بخرم، تازه رنگشم زرد بود... مامانم کلی بهم پرید که دیگه از خیرش گذشتم. 

مامانم میگه هروقت قصد داشتی بزرگ شی خبرم کن  گوسفندی، گاوی چیزی  واست بکشیمخخخخخخخ

سه شنبه سیزدهم آبان 1393
زارا
 

عاقا چند وقتیه یک موضوعی ذهنمو خیلی مشغول کرده....

من زیاد اهل فیلم نیستم و تقریبا تو طول زندگیم هیچ سریالی بجز لاست و فرار از زندان اونم خیلی کم نتونسته منو میخکوب کنه....ولی من نمی فهمم این فیلمای کره ای توش چیه عجیب میخکوبت میکنه....

منظورم این فیلمایی که تی وی پخش می کنه نیستا....فیلمای کره ای که غیرقابل پخش تو تی وی ایران هست...

فقط من نیستم که اینو میگم کافیه تو گوگل یه سرچی بکنین در این مورد...مثلا عاشق کره....لی مین هو عشق من....از این قبیل سرچ ها...دستتون میاد که چه خیره!!!

کره ای ها اومدن ده ها فیلمای تاریخیشونو به ایران فروختند مثله جومونگ، یانگوم، رودخانه ی ماه و....مردم ایران عاشق فیلماشون شدن ولی این فقط یک قسمتی از کار بود...

در تک تک این سریال ها هنرپیشه هایی بازی میکردن که جزو هنرپیشه های مطرح کره بودن و با هر سرچ این هنرپیشه ها میشد با سایر فیلم های دیگشون آشنایی پیدا کرد و در نتیجه از بس سفارش ها به مراکز فیلم فروشی ایرانی برای درخواست فیلم های کره ای زیاد شد در نتیجه پای  سایر فیلم های این هنرپیشه ها که همشونم فیلمای عشقولانه  و بسیاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار قشنگ بازی کرده بودن به مغازه های ایرانی باز شد....

فیلم های کره ای با دست گذاشتن رو احساساتی که در ایران هیچوقت مجاز به بیان اون نیستی و روابط عاشقانه ی خیلی راحت و دلپذیر و  پاک دختر و پسر که فقط در خیالات یک دختر و پسر نوجوان ایرانی جریان داره، تونست در قلب ایرانی ها تاثیر بذاره بخصوص قشر نوجوان و جوان ایرانی رو بخودش درگیر کنه و به توهم و خیالاتی کردن اونها دامن بزنه....

توهم از اینکه چقدر این عشق ها پاک هستن و ممکن است یک دختر یا پسر ایرانی سر در آغوش گرگی بذاره که ایمان داره این یک آغوشی است که پر از  عشق و گرمای محبت و اعتماد کره ای است همان هایی که در فیلم ها دیده است است نه آتش هوس و طغیان....

نمی دونم چقدر از دور و برتون خبر دارین؟؟؟؟ اما احساس می کنم برای دنیا سوژه شدیم...هرکسی داره از نقاط ضعف ما استفاده میکنه تا خودشو بجایی برسونه....

الان دختر 16-17 ساله ی ایرانی به عشق لی مین هو یا هر هنرپیشه ی کره ای دیگه سرشو رو بالشت میذاره ....از برخی پسرای نوجون بپرسی تصمیم دارن برن یک زن کره ای بگیرن....برخی از نوجوون ها تمام هدفشون اینه که برن کره ادامه تحصیل بدن و حتی خیلیهاشونم تقریبا زبان کره ای رو یاد گرفتن و یا دارن یاد میگیرن...

خلاصه جونم واستون بگه شدیم مضحکه ی دنیا......

نوجونای کره ای دارن از صب تا شب یا درس میخونن یا کار میکنن...واسه آیندشون هدف دارن....هدفشون اینه که چجوری دنیا رو بدست بیارن.... حالا به هر طریقی شده با آهنگ، فیلم، فیزیک، ماشین....هرچی که بگین...

اما هدف من از گفتن این چیزا این بود که به همین جا برسم...

آموزش کاربردی و با برنامه و هدف دار این کشور... در هر رشته و هر کاری...از کوچیک و بزرگ....

پی نوشت:

فک کنم خیلی ها از طرفدارای فیلم های کره ای منو فحش بدن....

البته بی تقصیر هم نیستن چون رواج این نوشته باعث میشه برخی مسئولین مثلا قیام کنن و برن سایتای فیلم های کره ای رو فیلتر کنن....در واقع بجای حل مسئله صورت مسئله رو پاک کنن یعنی بجای بدنبال کردن چرایی رواج این فیلم ها و حل آن تصمیم به حذف فیلم ها میگیرن ....امیدوارم اینقدر شعورشون برسه که این نوجوون دلبسته ی این فیلم ها شده اول یک دلبستگی درخورش براش پیدا کنند بعد تصمیم به حذفش بگیرن تا ضربه نبینه....